تبليغاتX
SIYAHKHANE
لازم دیدم پیش از مقاله به مواردی اشاره کنم که شاید به ارتباط بیشتر مخاطبان با این مطلب کمک کند. در حقیقت این نوشته را در یکی از روزنامه های پرتیراژ آلمانی منتشر کردم که طی درگیری های بعد ار انتخابات ، اخبار ایران را به دقت پوشش می داد.اما در برخی موارد متوجه شدم که به دلیل عدم شناخت دقیق از شرایط ایران تحلیل هایی در این روزنامه منتشر می شود که اذهان مخاطبین را به وادیی غیر از وادی حقیقت سوق می دهد.

در چنین شرایطی که از وطن دورم و نمی توانم آن گونه که مرا راضی می کند در کنار هم وطنانم باشم ،...در شرایطی که هر کسی برای رسیدن به شهرت ،مردم ایران و خون پایمال شده هزاران عزیز را دست مایه نرقی و پیشرفت خود قرار می دهد و در تجماعات خارجار کشور از "ترس دولتمردان " می گوید بی آنکه خود بویی از انسانیت و شجاعت برده باشد ،با خود اندیشیدم که هم اکنون تنها وظیفه ام دست به قلم شدن است تا در حد توان خود اذهان عمومی خارج از کشور را با حقایق این جنبش آشنا کنم.

در میان هم یکی از خوانندگان روزنامه به دلیل نظر لطفی که به مطلب داشت آن را به فرانسوی ترجمه کرد و در یکی از روزنامه های فرانسوی نیز به چاپ رساند.

 ****

 

۶۰ روز خون و گلوله در ایران

۶۰ روز خون و گلوله، ۶۰ روز آتش و دود ، 60 روز فریادهای مادران دل سوخته، پدران درد کشیده. ایران است اینجا. کشور نیرنگ ها و رای های خوانده نشده.
هوای ایران ابری ست اگرچه خورشید می تابد.تظاهرات گسترده در هر گوشه تهران خبر از نارضایتی هموطنانم از حکومت دروغها می دهد.
خبر هایی که تا پیش از فوت مایکل جکسون سر تیتر خبرهای جهان بود. پیش از خبر فوت مایکل جکسون نگاه تمامی دنیا به ایران دوخته شده بود. ایرانی که تا پیش از انتخابات همین نگاهها تصور دیگری از آن داشتند.فرستنده های تلوزیونی مختلف ،رنگ آمیزی شده با رنگهای شاد و گیتار و یا مناظره های تلوزیونی قبل از انتخابات که برای خارج از کشور پخش می شد ،تصویری دموکراتیک از ایران ساخته بود .کشورهای غربی برای مدتی در خصوص دیکتاتور بودن حکومت ایران دچار تردید شدند.اما پس از انتخابات جنایت کار بودن آن بر جهانیان آشکار شد.

در این میان دو کشور روسیه و چین گویی چشم و گوش خودرا بر واقیت ها بسته اند و با سکوت در برابر این همه ظلم و فرستادن تبریکات صمیمانه مهر تاییدی بر نظام دیکتاتوری جمهوراسلامی ایران زدند .دستگیری هزاران و کشته شدن صدها نفر به طور قطع بی ارزش تر از حق ا لسکوتی بوده که دولت ایران به این کشور ها داده است.
اتحادیه اروپا نیز تنها با محکوم کردن این وقایع سعی در میانه روی و پیشگیری سیاست بی طرفانه داشت.اما همچنان منافع فردی بر انسانیت و حقوق بشر چیره شده و مانع تصمیم قاطعانه اتحادیه در جهت به رسمیت شناختن رژیم ایران می شود. آلمان یکی از کشور های5+1 نیز تنها با تشبیه کردن این گونه رفتارها ی خشونت آمیز در زمان هیتلر سعی در حمایت از جنبش مردم ایران داشت و با محکوم کردن دولت ایران و نفرستادن پیام تبریک برای احمدی نژاد با ایرانیان ابراز همدردی کرد.اما اینها تنها برای دولت احمدی نژاد کافی نبود و وقاحت دولتمردان ایران در همین جا خاتمه نیافت. پرده سوم نمایش هنگامی آغاز شد که آنها بازداشت شدگان را تحت شکنجه های فراوان مجبور به اعتراف در برابر دوربین های تلوزیونی کردند که تا پیش از این مظهر چهره دموکراتیک دولت بودند.
خبر تجاوز به بازداشت شدگان نیز تکمیل کننده همه این جنایت ها بود .اما همچنان سکوت بود و سکوت. در حالی که سازمانهای مختلف مدافعان حقوق بشر باید به دلیل این جنایتها دولت ایران را برای پاسخ گویی تحت فشار قرار می دادند.
مردم ایران نیازمند حمایت قوی تر و همه جانبه تر از سوی جوامع بشری بودند و هستند.به رسمیت نشناختن دولت ایران و وارد مذاکره نشدن  با این دولت بزگترین حمایت دولت های غربی می تواند باشد.
تحریم های اقتصادی نه تنها دردری از دل های سوخته مردم ایران دوا نمی کند بلکه تاوان حماقت سیاستمداران این کشور را نیز بر دوش خسته آنها می گذارد. مردم ایران با بر گزاری تظاهرات های مختلف در اقسا نقاط دنیا و اعتصاب غذا در برابر سازمان ملل در نیویورک و سوئد تلاش کردند تا این پیام را به گوش تمامی دولتهای دنیا برسانند. باشد که دیگرانی این پیام را در یابند.

 
   

+ نوشته شده توسط نسیم محمدی | Balatarin